۰۵ آبان ۱۳۸۸ @ 12:34 ب.ظ 

چگونه مهارت مهمی چون تحلیل متن می تواند نگرش نقادانه را پرورش دهد.

ارائه راههای متعدد تحلیل متن می تواند انواع متفاوتی از مواجهه و برداشت را در اختیار دانشجویان قرار دهد و این موقعیت را برای آنها ایجاد نماید تا بتوانند از حد یک تماشاگر عادی فراتر رفته و تواناییهای خود را به عنوان یک هنرمند تئاتری گسترش دهند.علیرغم سکوت آزاردهنده و نگاه های یکپارچه حیرتزده در صورت دانشجویان ،خانم میشل سیگال (Mishel Sigal) ، استاد مدعو فرانسوی سوال خود را تکرار نمود : « اگر من بخواهم یک نمودار انتزاعی از ساختار این نمایش ترسیم کنم ، آن نمودار چه شکلی خواهد داشت ؟ » ومنتظر شد .معمولاً چنین حالتهای بهت زدگی وحیرت عمومی که به نظر حقیقی و صادقانه می آید برای گردهمایی های کوچک متشکل از دانشجویان سال بالایی تئاتر در UCSD ، مشکل چندانی به شمار نمی رود . پس او سخاوتمندانه به آنها یک سرنخ داد . « ممکن است که به شکل یک دایره باشد ؟ » و برای اینکه هیچ جایی برای سردرگمی باقی نگذارد ،  یک  دایره روی تخته سیاه رسم کرد . سکوت . « یا شاید یک مارپیچ ؟ » وباز منتظر شد . سپس برای اینکه گشایشی در این مطلب حاصل شود اضافه کرد : « بایک مارپیچ ، نمایش به جایی که آغاز شده باز می گردد ، اگر چه نه دقیقاً به همان شکل که در دایره روی می دهد ، چرا که این یک موقعیت همسان است ، نه یکسان» . سیگال دقیقه ای دیگر صبر کرد تا تأثیر این توضیح خود را ببیند . دست آخر ، یکی از دانشجویان نتوانست بیشتر طاقت آورد : « من واقعاً شخصیت لئون را دوست داشتم ، اما آن جایی را که آن زن صورت خودرا با خرده شیشه برید متوجه نشدم . او به چه دلیل این کار را کرد؟».

اگر چه پاسخهای دانشجویان دربارة نمایش مورد بحث قابل توجه بود ولی متاسفانه ، ابداً در ارتباط با پرسش سیگال دربارة ساختمان نمایش نبود . از شاگردان خواسته شده بود تا به عنوان تمرین منزل ،درمورد ساختمان یک نمایشنامه مطالعه و آن را بررسی کنند و آ ن را به عنوان یک موضوع با اهمیت و بنیادی در کلاس به بحث و تبادل نظر بگذارند، ولیکن بیشتر آنها قادر نبودند که پاسخ مناسبی برای این پرسشها بیابند. این تلاش برای بحث درباره ساختمان متن در کلاسی تحت عنوان «تئوری و تاریخ تئاتر:        نمایشنامه های معاصر فرانسه» در یک ترم دانشگاهی برای دانشجویان سال بالایی تئاتر جایگاه ویژه ای دارد. دانشجویان حاضر در این جمع نه تنها نسبت به کار بر روی آثارنمایشی  نا آشنا نبودند ، بلکه دارای سوابق تئاتری نیز بودند. چرا که برای ثبت نام دراین کلاس ، آنها ملزم به گذارندن دوره ها و کلاسهای مقدماتی مختلفی در تئاتر بودند . از آنجا که موضوع واحد درسی سیگال در حوزه تحقیقات من بود ، من هم در تمام طول ترم در کنار حدود ۲۰ دانشجوی دوره لیسانس در کلاس حاضر شدم . من در این مدت متوجه شدم که چطور بیشتر آنها وقتی که بحث درباره ساختمان یک نمایشنامه پیش کشیده می شد بی طاقت می شدند . و مخصوصاً تعجب من از این بود که بیشتر کسانی که در این کلاس ثبت نام کرده بودند جزوعلاقمند ترین ، با تجربه ترین و پرکارترین دانشجویان تئاتر در دانشکده بودند .

   هنگامی که سیگال از این دانشجویان می خواست تاساختمان یک نمایشنامه را کالبد شکافی کنند ، من متوجه شدم که پاسخهای آنان به طور اجتناب ناپذیری به سمت بحث بر سر شخصیتها کشیده می شود . گه گاه بحث حتی به سمتی می رفت که هر شاگردی تا چه حد با شخصیت ها ارتباط برقرار کرده است. بطور آشکارا دانشجویان تنها بر شناخت و دانش خود از مطالعات تئاتری که برآمده از تجربیات ایشان به عنوان تماشاگر و سوابق اولیه بازیگر ی آنهاست اتکا می کردند . هر دو این تجربیات دانشجویان را تنها برای شناخت شخصیت ها آماده می کنند . این روش آموزش به گونه ای بود که به جای پرورش هنرمندان در حال شکوفایی تئاتر در جهت کالبد شکافی ساختمان متن و بررسی وتحلیل اینکه یک درام چگونه روی می دهد (و به چه شکلهای دیگری نیز امکان دارد) باعث می شد که دانشجویان تنها به نظریه پردازیهای سطحی درباره خصوصیات و ویژگی های نهفته شخصیت ها وبیان سلایق و علایق شخصی خود اکتفا کنند . همانطور که من شاهد بن بست در پاسخگویی به پرسشها درباره ساختمان متن بودم ، کاملاً مشخص شد که دانشجویان دوره کارشناسی ما نیازمند روش آموزشی تازه و متفاوتی در واحدهای مقدماتی هستند ـ واحدی درسی که بتواند دانشجویان را به استفاده از استعدادها و آموخته هایشان در شناخت ودرک آگاهانه و مداوم ویژگی های موجود نمایشها ترغیب نماید – تا بتوانند از محدودة نظرات شخصی خود فراتر روند ، و در عین حال آنها را به گونه ای هدایت نماید تا نمایشها را به شکل مجموعه ای از رویدادهای ساختاری ببینند .

در راستای اهداف واحد جدید ، من برنامه های مختلفی رابا همکارانم و جیم کارمودی(Jim Carmody) مدیر گروه دوره دکترا به بحث گذاشتم . یکی ازمهمترین نظریات دراین بحث ها لزوم توجه به مطالعه نمایشنامه ها و بررسی اجراها بود ، چرا که عده زیادی به نسبت توانایی های اکتسابی آن را کاری ساده و بدیهی قلمداد می کردند .

در اولین مرحله از شکل گیری واحد جدید درسی، من به عنوان یک دراماتورژ درباره تحلیل متن در کار خود اندیشه کردم :این گونه می نمود که من هرگاه روشهایی هر چند معدود را درطی یک برنامه متوالی به کار می گرفتم ، به شیوه های متفاوتی از مطالعه و تحلیل متون جدید دست می یافتم. پس شروع کردم به بررسی مزیت های آشنا نمودن دانشجویان با شیوه های متفاوتی که یک دراماتورژ در مواجهه با یک متن می تواند به کار ببرد . ارائه راههای متعدد تحلیل متن می تواند انواع متفاوتی از مواجهه و برداشت را در اختیار دانشجویان قرار دهد و این موقعیت را برای آنها ایجاد نماید تا بتوانند از حد یک تماشاگر عادی فراتر رفته و تواناییهای خود را به عنوان یک هنرمند تئاتری گسترش دهند.

این واحد درسی حتی اگر نتواند که بطور خاص دانشجویان را برای تبدیل شدن به یک دراماتورژ تربیت نماید ، تواناییهای پرورش یافته در طی آن می تواند نقطه شروع راهی باشد که دانشجویان را در هر نقشی که برای بازی انتخاب می کنند ، نقاد وآگاه بار آورد.

همان طور که در پی یافتن شکل و قالبی برای این واحد درسی جدید بودم، ترتیب واحدهای مقدماتی پیش از این واحد را به دقت مورد بررسی قرار دادم. من متوجه شدم که خیلی از مشکلات دانشجویان سیگال درتحلیل و بررسی ساختاری ، ممکن است مربوط به روال کلاسهای مقدماتی باشد. همانند بسیاری از کالجها و دانشگاههای دیگر ، UCSD یک دوره مقدماتی یکساله تاریخ و تئوری تئاتر دارد که مروری بر ادبیات نمایشی است و به شکل سخنرانی های بزرگ انجام می گردد . نمایشنامه ها به صورت ادواری و بر حسب تاریخ ،آموزش داده می شوند و این زنجیره متوالی در جهتِ دادن اطلاعات کلی به دانشجویان ، تعداد زیاد و ناهمگونی از نمایشها را شامل می شود.از آنجا که این    دوره ایجاب می کند تا دانشجویان حدود پانزده نمایشنامه و مقاله را در یک ماه (تقریبا یک چهارم ترم) فرا بگیرند ، وقت بسیار اندکی برای آنها وجود دارد تا (روی آنها تمرکز نموده) و با فنون و توانایی هایی چون مطالعه ، مشاهده ، تحلیل و نگارش درباره نمایشنامه های مکتوب و نمایشهای در حال اجرا آشنا گردند.

بی تردید ، آشنا نمودن دانشجویان با تعداد زیادی از نمایشها مفید و ارزشمند است ولیکن آنها نیاز دارند که این موقعیت در اختیار ایشان قرار گیرد تا با رشد و پرورش مهارتهایشان قادر باشند مطالب بیشتری ازآنها دریافت کنند.

در سال ۲۰۰۱ «تاریخ و تئوری تئاتر  : مقدمه ای بر تحلیل متن » به واحدهای درسی اضافه شد. این واحد جدید برای این در نظر گرفته شد تا دانشجویان دوره کارشناسی را در انجام دو کار عمده توانمند سازد : توانایی های لازم در تحلیل و تاویل متن را بارور نماید و آنها را به خواندن ونوشتن درباره نمایشها به عنوان آثاری که به وسیله پرسشهای همیشه جاری درباره موقعیت های اجرایی در دست بررسی هستند ، ترغیب و تشویق نماید. این واحد به وسیله ی دادن جعبه ابزاری متنوع یا گنجینه ای از روشهای تحلیل و تفسیر در هنگام مواجهه با متون ، پشتوانه ای برای دانشجویان در آینده تحصیلی _ کاری آنها در تئاتر فراهم می کند.

برای آنکه این واحد جدید تاثیر قابل توجهی داشته باشد ،من و همکارانم به گونه ای برنامه ریزی کردیم که شکلی متفاوت از روند فعلی داشته باشد. بجای سخنرانی های طولانی با بخشهای متفاوت، واحد جدید به شکل گردهمایی کوچکی (که ثبت نام شوندگان به چهارده نفر محدود می شوند) با بخشهایی اندک برگزار می شود و دانشجویان از بذل توجه فرد به فرد و کاملی همچون کلاسهای خصوصی بهره مند می گردند ، تا تمرین های خود را که میزان یادگیری فنون جدید  را ارتقا می بخشند ، تکمیل نمایند . از دانشجویان انتظار می رود که برای یادگیری این روش تنها بر چهار نمایشنامه ای متمرکز شوند که این امکان را به آنها می دهد تا متون و اجراها را عمیقاً مورد تحلیل و بررسی قرار داده و طیف متنوعی از روشهای مختلف را به کار بگیرند.

این مقدار زمان افزایش یافته علاوه بر کار روی هر اثر به دانشجویان اجازه می دهد تا از مباحث چالش برانگیز مرسوم در برخی آثار سر در بیاورند . بجای آشنا شدن با تعدادی ازکارهای ثقیل در یک دوره کلاسی که احتمالاً خواندن همگی آنها بیشتر مصداق  « مردن و زنده شدن است » ، این واحد به دانشجویان امکان می دهد تا فراتر  از سردرگمی که آثار غیر کلاسیک بوجود می آورند ، به کار بپردازند.

ما در جهت شرح و تفصیل برنامه این کلاس ، مجموعه ای از چهار نمایش را انتخاب کردیم که هرکدام از آنها روشهای متفاوتی را برای تحلیل می طلبند. به عنوان مثال     « لیوان آب » اثر اسکریب Scribe ، « بازی آمریکا » اثر پارکز Parks  ، « رویای شب نیمه تابستان » اثر شکسپیر ( وتماشای اجرایی از بچه های دانشکده ) و « انیشتین در ساحل » کاری از رابرت ویلسون    Robert Wilson  و فیلیپ گلاسPhilip Glass   ( وتماشای فیلم مستند تغییر صحنه در اپرا ). درس با نمایشنامه در خور توجه اسکریب آغاز می شود و در جریان تحلیل ، بحث وبررسی ساختمان آن به عنوان اولین متن ، دانشجویان به مرور درمی یابند که آنها پیش از این با قواعد دراماتیک آشنا بوده اند ، اگر چه احتمالاً شناخت دقیقی از مبانی واصطلاحات مورد استفاده درآن نداشته اند .

حقیقت این است که حتی اگر بعضی از دانشجویان هرگز اجرایی زنده از یک نمایش ندیده باشند ، ولیکن با ساختار نمایشهای کلاسیک در خلال سالها تجربه تماشای تلویزیون آشنا هستند. این شناخت ساختاری در طی تمرین های کلاسی آشکار می گردد. به محض آنکه شاگردان ، تنها پرده اول نمایشنامه « لیوان آب » را خواندند ، از ایشان خواسته می شود تا فهرستی از همه چیزهایی که از پرده آغازین نمایشنامه درک نموده اند ، تهیه کنند. دانشجویان مطالب خود را با صدای بلند با بقیه کلاس در میان می گذارند و  همانطور که آنها ( بطور نسبتاً دقیق ) طرح حوادثی را که در پرده های دوم و سوم ریخته شده ودر پی خواهند آمد ، پیش بینی می کنند ، آگاهی آنها از چگونگی ره یابی به این مسئله نیز هویدا می گردد. آنها حتی اگر اطمینان نداشته باشند که « لیوان آب » چه طرحی را در خود پی ریزی نموده است، دریافته اند که باید به طرح اثر توجه کامل بنمایند . من این تمرین را با بحثی درباره اینکه دانشجویان آن چه را که راجع به متن می دانند چگونه دریافته اند ، پی گرفتم. شناختن راههایی که نمایشنامه نویس ، خلق وبه کار می گیرد تا مخاطب انتظار چیزی را کشیده و یا احتمال وقوع آنرا بدهد ، نخستین گام مهم در تحلیل ساختار است. نمایشنامه « لیوان آب » اثر اسکریب محمل مناسبی برای مقایسه با متنهای مورد مطالعه بعدی فراهم می کند. به عنوان مثال ، وقتی نمایشنامه های اسکریب و سوزان _ لوری پارکز در کنار یکدیگر قرار گیرند ، متن پارکز در صورتیکه با یک تحلیل دقیق قواعد و اصولی را که از آنها چشم پوشی کرده و یا در هم ریخته است ،آشکار نماییم ، نسبت به متن اسکریب بسیار بهتر درک خواهد شد. بطور کاملاً عمدی گذار از اسکریب به پارکز برای دانشجویان دشوار است . همانطور که به شاگردانم در کلاس یادآور می شوم : «لیوان آب » در سال ۱۸۴۰ در فرانسه و بر اساس حوادث اوایل قرن هجدهم انگلستان نوشته شده است. درحالیکه «بازی آمریکا» ده سال بعد توسط یک نمایشنامه نویس آمریکایی هم عصر او در انگلستان و درباره تاریخ آمریکا نگاشته شده است. ولیکن چگونه می شود که نمایشنامه نخست مأنوس به نظر می رسد و آن دیگری نامأنوس؟

 ساختاری که در « بازی آمریکا » مورد استفاده قرار گرفته است تفاوت بسیاری با یک نمایشنامه کلاسیک دارد. در نظر بسیاری از دانشجویان « بازی آمریکا » در نخستین خوانش ، نمایشی بدون ساختار می نماید ، چرا که این اثر از قواعد تئاتری بسیار متفاوتی نسبت به آثار کلاسیک استفاده می کند. کلاس همچنین بخشی از مقاله پارکز بنام « عناصر یک سبک » یا « اسلوب نگارش» (Elements Of Style ) را می خواند.۱ ٰ در این مقاله ، پارکز بعضی از قواعدی را مطرح می کند که خود آنها را به عنوان راههایی در جهت تغییر قواعد سنتی معرفی می نماید. این مقاله که به شیوه بذله گویانه پارکز نوشته شده است ، دانشجویان را متوجه این نکته می کند که مؤلف از نگارش «بازی آمریکا» هدف خاصی داشته است و به همین دلیل ترغیب می شوند تا آنرا بازخوانی کرده و در پی کشف ساختار آن باشند.

در بخش دوم این درس از دو نمایشنامه دیگر استفاده می شود با این تفاوت که توجه و تمرکز اصلی بر اجراهایی است که از روی آنها صورت گرفته است. « رویای شب نیمه تابستان» و «انیشتین در ساحل ». « رویا » در بهار ۲۰۰۲ به این واحد افزوده شد به این دلیل که توسط بچه های دانشکده خودمان اجرا شده بود، و این به دانشجویان اجازه می داد تا تحلیل یک اجرای زنده تئاتری را کاملا درک کنند. در جهت حصول بهترین نتیجه از اجراهای صورت گرفته ، برنامه درسی بگونه ای طراحی شده بود که سومین نمایشنامه در هر ترم تغییر یابد. نمایشنامه ای که در این جایگاه قرار می گرفت ، هم به عنوان متن در کلاس وهم از جهت اجرا مورد بررسی قرار می گرفت. دانشجویان به خوبی می توانستند حد و اندازه تغییراتی را که یک متن می پذیرد ،دریابند و مسیری که متن در طی آن جرح و تعدیل می شود ، لحظاتی نانوشته به آن اضافه می گردد ، یا مورد تفسیر بازیگر از شخصیت قرار می گیرد تا مناسب اجرا شود را دنبال نمایند. بحث های کلاسی درباره اجراهای انتخاب شده ی خاص ،برای دانشجویان روشن می کند که چطور تماشاگران لحظاتی از صحنه را بصورت های مختلفی تعبیر می کنند. برای مثال در کلاس من ، بر اساس لحظات نانوشته ای که هیپولیتا ( ملکه پریان در رویای شب نیمه تابستان) به تنهایی روی صحنه حضور داشت ، بحثی داشتیم در مورد اینکه آیا هیپولیتا از نامزدی قریب الوقوع می ترسد یا تلاش می کند که آن را جلو بیاندازد.

«انیشتین در ساحل » چالش دیگری برای تحلیل به دست می دهد ، چرا که این نمایشنامه را می توان یک اثر «پسا نمایشی»Post Dramatic) ) توصیف نمود : در این مورد یک اجرا،از تکه ها و بخشهایی از متون گذشته استفاده می کند و متن نسبت به دیگر جنبه های نمایشی اجرا به طور برابر ویا حتی کمتر مورد تأکید قرار می گیرد.۲

  متن « انیشتین در ساحل » مشتمل بر قطعات منثور کوتاهی از کریستوفر نوولز Christopher Knowles)) ، ساموئل . ام. جانسون(Samuel M. Johnson)   و لوسیندا چایلدز Lucinda Childs)) می باشد . متن این اجرا نسبت به دیگر متون بررسی شده در این کلاس روش کاملا متفاوتی را می طلبد. گذشته از تماشای مستندی از این اجرا ، دانشجویان حواشی و اضافات همراه آن را نیز بررسی می کنند که یادداشتهای ویلسون  ، پیش طرحها ، متنی که در اجرا مورد استفاده قرار گرفته و عکسهایی از اجرا را شامل می شود. گرچه همه این موارد به دانشجویان کمک می کنند ،با این حال متن حاشیه نویسی شده اطلاعات را از راهی متفاوت با دیگر آثار منتقل می نماید. اثر فوق حاکی از روش نامتعارفی است که «انیشتین در ساحل» در ترکیب جنبه هایی از حرکت ، موسیقی ، نورپردازی ، صدا ، لباس ، دکور و متن به کار می گیرد. «انیشتین در ساحل» از جهت بررسی پرسشهایی که  درباره استفاده از قواعد تئاتری وجود دارد بسیار مفید است. فیلم موجود از این اثر نیز در اینجا به کمک می آید چرا که علاوه بر بخشهای اجرایی شامل لحظاتی از تمرین ومصاحبه هایی با ویلسون و گلاس است. تماشای مصاحبه ها و بخشهایی از تمرین باعث می شود تا شاگردان چگونگی شکل گرفتن اثر را بهتر درک نمایند. لحظات تمرین نشان می دهد که « انیشتین در ساحل » با چه دقت و هوشمندی تألیف شده است. دانشجویان می توانند ببینند که اگر چه در ظاهر منطق روایی وجود ندارد ولیکن چنان زمینه سازی و ترکیب بندی فوق العاده ای از عناصر مختلف صورت گرفته ، که بر اساس آنها منطق دیگری ایجاد می شود. «انیشتین در ساحل» اقتضا  می کند که تک تک تماشاگران ، نقش مهم وفعالی در دریافت و ادراک مفاهیم از خود نشان دهند.

من در طی این واحد ، شیوه های مختلفی از تحلیل متن را ارائه ، تشریح و اثبات کردم که دانشجویان آنها را در تمریناتشان به کار بستند. یکی از مهمترین این شیوه ها که اشکال مختلفی به خود می گیرد«نمودار انتزاعی ساختار» است. اولین نموداری که ارائه شد «هرم فرایتاگ» است که در مورد « لیوان آب » به کار گرفته شد. هفت ویژگی این نمودار ( مقدمه ، گره افکنی ، سیر صعودی ، نقطه اوج ، سیر نزولی ، گره گشایی ، فرجام ) مورد بحث قرار گرفتند وسپس دانشجویان هر ویژگی را با بخشی از نمایش انطباق دادند. آنها همچنین نمودار خطی مثلثی شکلی که با این ساختار مطابقت داشته باشد ترسیم کردند. محور x  نمایش دهنده زمان و محور y  نمایش دهنده ریتم یا شدت و حدت هیجان است. دیگر نمودار ساختاری نیز در مورد « لیوان آب » به کار گرفته شد تا نشان دهد که چگونه شیوه‌های متفاوت ترسیم نمودار ، ویژگی‌های متفاوتی از یک نمایش را آشکار می‌کنند : نمودار «تسبیح وارگی طرح» به شیوه رابرت اسکانلون (Robert Scanlon ).     

با این نمودار شما نمادها یا مهره هایی طراحی می کنید که به جای رویدادهای طرح قرار می گیرند. بهتر آنست که نمودار خود را به پنج یا شش نماد محدود نمایید ، بنابراین در ابتدا باید اولویت را به چیزی دهید که به دنبال آن هستید : آیا می خواهید تأکید خود را بر ویژگی های مرتبط با متحول شدن یک شخصیت خاص قرار دهید یا بر درگیری روابط ، شرایط و احساسات ؟

این در صورتی مفید خواهد بود که هر نماد بطور ملموس معرف یک رویداد طرح باشد. منظور از «معرف» آنست که اگر شما می خواهید در نمودار خود به این اشاره کنید که ملکه سندی را امضاء می‌کند ، نمادی که شما طراحی می‌کنید باید چیزی باشد شبیه به یک ورق کاغذ و یک قلم ، یا اگر می‌خواهید جایی را نشان دهید که شخصیت‌ها به عشق خود به دیگری اعتراف می‌کنند ، باید از یک قلب استفاده نمایید. به گونه ای که وقتی یک نفر به کل نمودار نگاه می‌اندازد هر نماد بی‌درنگ قابل تشخیص باشد. این نمادها به ترتیب رویدادهای نمایش قرار می‌گیرند ـ معمولاً بهتر آنست که بخش کوچکی از نمایش را برای نمودار انتخاب کنید. «نمودار تسبیح‌ وارگی طرح » در شناسایی طرح‌ها بسیار مفید است. محتمل است که شما از روی «نمودار  تسبیح‌وارگی طرح » دریابید که امضاء کردن کاغذها بخشی از شروع و آخر نمایش است و در اواسط پرده اتفاق نمی‌افتد و یا اینکه متوجه شوید که بحث‌های عشقی به دفعات و بیشتر از هر چیز دیگری در این صحنه روی می‌دهد. به احتمال زیاد این ویژگی‌ها در هنگام خواندن متن خیلی روشن نبوده‌اند.  

با استفاده از دو نمودار مختلف برای یک نمایش خاص ، شاگردان درمی یابند که ابزارهای ویژه در روشهای متفاوت کارکردهای مختلفی دارند. «هرم فرایتاگ» اطلاعاتی مهم ولی نسبی از ریتم نمایش به شما می دهد و همچنین «نمودار تسبیح وارگی طرح» بر تواتر و تکرار اجزاء تمرکز می کند. نمودار «تسبیح وارگی طرح» همچنین به شاگردان کمک می کند تا ببینند که تفسیر شخصی ،آنها را در شناسایی ابزار یاری می دهد و یا محدود می سازد. نمادهایی که یک نفر برای دنبال کردن انتخاب می کند ، ممکن است یکسره با آنچه که دیگران انتخاب می کنند متفاوت باشد؛ در هر صورت هر دو نمودار ها می توانند در گسترش اطلاعاتی خاص مفید واقع شوند.

«نمودار تسبیح وارگی طرح» در مورد نمایش «بازی آمریکا» به شکل دیگری به کار گرفته شد. به عنوان مثال ، شاگردان برای اصول و ضوابط کاری «نمودار تسبیح وارگی طرح» رسم نموده و یک «نمودار تسبیح وارگی صوتی» نیز در جهت ترسیم منحنی حوادث مبتنی بر تیراندازی و انعکاس آن در «بازی آمریکا» ابداع کردند. هیچ یک از پاراگرافهایی که صحنه تیراندازی را احاطه کرده اند ، نمی توانند به خوبی عملِ روی صحنه ، اطلاعات مارا درباره نمایش پارکز افزایش دهند. از آنجا که احتمالاً مقولة صدا در نمایشنامه های دیگر به این اهمیت نیست ، تغییر و اصلاح ابزار در شناخت بخشهای مرتبط با این مقوله کاری در خور توجه بود. شاگردان به محض اینکه امکان تغییر ابزارها را تجربه کردند ، شروع کردند به خلق ابزارهای جدید برای پاسخگویی به مقوله های تازه ای که در نمایشنامه ها در اولویت (رسم نمودار) قرار می گرفتند.

اگر به سراغ اجرای نمایشها باز گردیم ، می بینیم که نمودارهای ساختاری می توانند در جهت بررسی جزئیات مهم در فضای صحنه استفاده شوند و یا مثلاً در مورد رنگهای خاصی که روی صحنه پدیدار می شوند. در مورد «انیشتین در ساحل» نمودارها می توانند برای تعیین وضعیت و پیگیری تکرارهای متنی ، بخشها و اجزاء موسیقی یا طراحی رقص به کار  روند. از هنگامی که متنهای اجرا شده نیز مورد تحلیل وبررسی قرار گرفتند ، شاگردان تلاش می کنند تا با آمیختن وترکیبِ شخصی نمودارها ، برای پیگیری آنچه که خود به عنوان مهمترین اولویت قلمداد می کنند ، بهترین راه را بیابند.

این دوره به طور متوالی از نظر کارایی و تأثیر گذاری روشها وابزارهایی که برای تحلیل متن به کار می روند مورد ارزیابی قرار میگیرد ، اینکه کدام نمایشها به کدام ابزارها بهتر جواب می دهند ،کدام یک درست عمل نمی کنند وچرا . همینطور که کلاس از یک نمایش به نمایش دیگر می رسد ، شاگردان بیشتر متوجه می شوند که اصول و قواعدِ تحلیل که پیش از این مناسب می نمودند ، ممکن است کمکی به جمع آوری اطلاعات دربارة متن یا اجرای اخیر نکنند. این نقاط بن بست  بسیار مهم هستند ؛ اما شاگردان این امکان را دارند که مدلهای موجود را تغییر دهند ویا ابزارهای نقد جدیدی بیافرینند که نقطة دیگری برای شروع باشد.دانشجویان همچنان که به تدریج مهارتهای لازم برای به نقد کشیدن نمایشهای چالش برانگیز را فرا می گیرند ، شروع می کنند به پیدا کردن شیوه های شخصی و قابل انتقال که بتوانند در موقعیت های دیگر نیز از آن استفاده کنند.

   «تاریخ وتئوری تئاتر: مقدمه ای بر تحلیل متن» شاگردان را ترغیب می کند تا حساسیت نقادانه را در خود تقویت نمایند؛ چیزی که آنها را از محدوده تلقیات شخصی خود فراتر برده وایشان را به سوی یک مجموعه دریافت از ساختار نمایشی و اجرای تئاتری هدایت می کند.

شاید یکی از همین روزها ، مستمعی که در یکی از کلاسهای دانشجویان سال بالایی تئاتر حاضر شده است ، بطور کاملاً اتفاقی بشنود که استادی از شاگردانش می پرسد : «اگر بخواهم نموداری انتزاعی از ساختار این نمایش ترسیم کنم ، آن نمودار به چه شکل خواهد بود ؟ چیزی شبیه دایره ؟ یا شاید یک مارپیچ ؟» و یکی از شاگردان اینگونه پاسخ دهد که :‌ «من فکر می کنم که ساختار این نمایش می تواند شبیه یک مارپیچ دو طرفه باشد ، با طرفی متناظر بر صحنه هایی که در نزدیکی Horn`s Trailer  رخ میدهد و طرفی که مبتنی بر صحنه هایی است که در اطراف اردوگاه رخ می دهد.» سپس شاگرد دیگری اضافه کند که : «دقیقاً! و اینکه هر کدام از دو سطح می تواند نقطه ای باشد که … »

 توضیحات:

  شِلی اُر ( Shelley Orr ) دارای مدرک کارشناسی ارشد دراماتورژی از دانشگاه کالیفرنیا ، سن دیه گو، بوده و در همین دانشگاه در حال گذراندن دورة دکترای تخصصی می باشد. او هم اکنون مشغول نگارش رسالة خود دربارة ارتباط میان متن و اجرا در آثار مارگریت دوراس بوده و در ماه مه ۲۰۰۳ یکی از آثار او بنام خلیج ساوانا را در گروه تئاتر کلاسیک دراماتورژی خواهد کرد.

  

 این مقاله در مجموعه ای از انتشارات TCG  و در کتاب «بازی آمریکا و دیگر آثار» آمده است.

به مقالة جان  رُز (John Rouse) بالاخص مبحثی که در مورد کارگردانی ویلسون از Hamletmachine اثر هاینر مولرHeiner Muller    وجود دارد ، رجوع شود.

اگوستین یوجین اسکریب Augustin eugen scribe 24دسامبر ۱۷۹۱_۲۰فوریه۱۸۶۱ ََََنمایشنامه نویس فرانسوی ، تحصیلات آکادمیک خود را در رشته حقوق انجام داد ولیکن خیلی زود به نمایشنامه نویسی روی آورد وهمه زمینه های نمایشی مثل وودوویل ، کمدی ، تراژدی اپرا راتجربه کرد. از مهمترین آثار او می توان به مدرسه سیاستمدارها ۱۸۳۳  The school for politition، لیوان آب ۱۸۴۰ The glass of water و نبرد زنها ۱۸۵۱ The ladies battle اشاره کرد.

رابرت ویلسون Robert wilson در تگزاس به دنیا آمد ودر دانشگاه به تحصیل معماری و طراحی پرداخت. سپس در پاریس نقاشی را آموخت وبه عنوان دستیار معمار معروف پائولو سولاری در آریزونا مشغول به کار شد. او در نیویورک طراحی رقص را فرا گرفت و به تجربه های گرانبهایی در طراحی واجرای اپراهای مختلف دست یافت ، که بارها مورد تشویق قرار گرفت.

سوزان لوری پارکز Suzan lorri_parks  نمایشنامه نویس و فیلمنامه نویس آفریقایی تبار آمریکایی در سال ۱۹۴۸ به دنیا آمد. او فرزند یک افسر ارتش بود و دوران کودکی اش به دلیل شغل پدر ، سخت ، هیجان انگیز و در سفرهای بسیار گذشت. او در دانشگاه همپشایر نمایشنامه نویسی و بازیگری خواند.او نمایشنامه های زیادی چون بازی آمریکاTHE AMERICA PLAY  ، مرگ آخرین سیاهپوست در سراسر جهان THE DEATH OF  THE LAST BLACK MAN IN THE WHOLE ENTIRE WORLD ، ونوس  VENUS، در خون IN THE BLOOD  و … را نوشت و جایزه ادبی پولیتزر را بخاطر نگارش نمایشنامهTOP DOG\UNDER DOG  دریافت کرد. او هم اکنون در دانشگاه استاد ادبیات نمایشی است.    

Posted By: admin
Last Edit: 27 Oct 2009 @ 01:47 ب.ظ

EmailPermalink
Tags
Categories: تئاتر


 

Responses to this post » (۲ Total)

 
  1. JOSEPH می‌گه:


    PillSpot.org. Canadian Health&Care.No prescription online pharmacy.Best quality drugs.Special Internet Prices. Low price drugs. Buy drugs online

    Buy:Buspar.Female Cialis.Female Pink Viagra.Benicar.Advair.Nymphomax.Zocor.Seroquel.Amoxicillin.Prozac.Lipothin.Acomplia.Zetia.Cozaar.Wellbutrin SR.SleepWell.Aricept.Ventolin.Lasix.Lipitor….

  2. JOHNNY می‌گه:


    Pillspot.org. Canadian Health&Care.Best quality drugs.Special Internet Prices.No prescription online pharmacy. Online Pharmacy. Buy pills online

    Buy:Cialis.Viagra Super Force.Viagra Soft Tabs.Cialis Professional.Cialis Soft Tabs.Propecia.Tramadol.Viagra Super Active+.Viagra Professional.VPXL.Cialis Super Active+.Viagra.Soma.Levitra.Super Active ED Pack.Maxaman.Zithromax….

Post a Comment

XHTML: You can use these tags: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>


تغییر پوسته
  • کاربران » 2
  • ارسال ها/صفحات » 2
  • نظرات » 2
Change Theme...
  • VoidVoid « Default
  • LifeLife
  • EarthEarth
  • WindWind
  • WaterWater
  • FireFire
  • LightLight

درباره



    No Child Pages.